هرکاری میخوای بکنی بکن

سلام
چند روز پیش پس از سالها مقنعه و مانتو اداری پوشیدم
هوای گرم با پوشش تیره، گرم تر هم شده بود
اما باید کاری که شروع کرده بودم و به سرانجام میرسوندم
این جمله مدام تو گوشم تکرار میشد هرکاری دوست داری و برو انجام بده هیییچ کاری نمی تونی بکنی…
تو راه رو کلانتری نشسته بودم و در و دیوار و برای چندمین بار رصد میکردم
یاد دکتری که مدتها پیش، کنارش کار می‌کردم افتادم
عادت داشت در کنار کار کردن خیلی خاطره میگفت، که هواس بیمار پرت بشه و کمتر درد بکشه
یه بار داشت تعریف میکرد: رفته بودم بانک و متصدی بانک برخورد خیلی ناشایستی کرده بوده دقیق یادم نمیاد چه کرده بود اما خوب یادمه گفت:به متصدی گفتم من ارباب رجوع هستم و شما خدمتگذار
شما باید به من احترام بگذاری و… متصدی با لحن طلبکارانه گفته برو بابا… دکتر گفتن: ازشما شکایت خواهم کرد
متصدی بانک هم در جواب گفته :ماست هم نمیتونی بخوری
دکتر از اون روز تا چندین روز برو و بیا تا شکایت کردن و از رفتار متصدی بانک اعلام نارضایتی کردن و… تا اینکه متوجه میشن که متصدی و به یک شهر کوچیک اطراف انتقال دادن،
بعد متصدی با دکتر تماس میگیرن و عذرخواهی میکنن دکتر هم میگن دیدی تونستم ماست هم بخورم…
همین صحبت ها تو ذهنم مرور میشد که سروان صدام زدن
خانم انگزبانی مطمئن هستین که میخواین رضایت بدین
_بله چند روز پیش که از اینجا رفتم بانک و حساب بنده خدا بسته شد
امروز باهم تماس گرفتن و تمام پول و واریز کردن و خواهش کردن که از شکایتم صرف نظر کنم
منم قصدم اذیت کردن نبود، اما از این ناراحت شدم که چند بار گفتم که پولم و بده یا جنسی که خریدم و بفرست، دوست ندارم برم شکایت، ایشون هم گفت هر کار میخوای بکنی بکن….
منم مجبور شدم مزاحم شما بشم و الان هم کل هزینه و برگردوندند…..

پله های پاسگاه رو پایین آمدم، نور خورشید و حلاوت گرما تشنه ام ک دهه بود
اما انگار تمام خستگی این مدت از تنم درآمده بود…

هرکاری میتونین بکنین تا خستگی از تنتون دربیاد مهم نیست که طولانی یا سخت باشه

#بانو_انگزبانی
اردیبهشتماه 1400

دیدگاهتان را بنویسید