پست وبلاگ

ایرانی ها

ایرانی ها عموما متوسطه القامه و گندم گون هستند. زیاد حرف میزنند و کم کار میکنند. خیلی خوشمزه و خنده دوست هستند، ولی گریه بسیار میکنند. زبانی دارند که مار را از سوراخ بیرون می کشد. بچه ها کچل هستند و مردها سر را می تراشند و ریش را ول میکنند ولی یک چیز غریبی که در این مملکت است این است که گویا اصلا زن در آنجا وجود ندارد. تو کوچه ها دخترهای کوچک چهار پنج ساله دیده می

بیشتر بخوانید

💎نام آوا یا صداهای طبیعی

💎نام آوا یا صداهای طبیعی   اِهِن و تُلُپ بوق تاپ تاپ تالاپ و تولوپ ترق و توروق ترقه تلق و تولوق تلنگر توپ جر جرقه جز(غاله) جِلِز و وِلِز جیرجیرک جیرینگی چک (زدن) چکاچک چکه (نماآوای آن به صورت چِک‌چِک نیز استفاده می‌شود) خُر و پف خراش خَرخَر خش خش (برگ‌ها) دِلِنگ و دُلونگ (دندان)قروچه زنگ شَپَلَق شُرشُر غِرغِره کردن غلغل فشفشه فشنگ قارقارک (کنایه از وسیلهٔ نقلیهٔ پرسر و صدا) قاه قاه قرقره قُلُپ‌قُلُپ قِلِفتی (کندن) قورت دادن

بیشتر بخوانید

“سی ویژگی جهان سومی ها

📚 “سی ویژگی جهان سومی ها” ۱- اول عصبانی می‌شوند، بعد شاید فکر کنند؛ ۲- سئوال کردن را افت شخصیتی می‌شمارند؛ ۳- در تنظیم اولویت‌ها، بسیار سرگردانند؛ ۴- خیلی تلاش می­کنند خود را اثبات کنند؛ ۵- مخاطبان خود را دست کم می‌گیرند؛ ۶- موفقیت را در پول زیاد خلاصه می‌کنند؛ ۷- خیلی به هرم مازلو، اعتقادی ندارند؛ ۸- تغییر و شکست را یکی می‌دانند؛ ۹- از اینکه از زحمات افراد تقدیر کنند پرهیز می‌کنند؛ ۱۰- از ناهماهنگی با یکدیگر لذت

بیشتر بخوانید

دلایلی_برای_زنده_ماندن

  #دلایلی_برای_زنده_ماندن #مت_هیگ #گیتا_گرگانی   #مت_هیگ در سال ۱۹۷۵ در شفیلد انگلستان به دنیا آمد. او رمان‌نویس و روزنامه‌نگار است. تحصیلاتش را در دانشگاه هال در رشته زبان انگلیسی و تاریخ به پایان برد و تا به حال آثار داستانی و غیر داستانی زیادی برای کودکان و بزرگسالان نوشته است. #مت_هیگ در بیست و چهار سالگی به افسردگی شدیدی مبتلا شد، اما توانست آن را پشت سر بگذارد و به زندگی باز گردد. در کتاب شگفت‌انگیزِ #دلایلی_برای_زنده_ ماندن شاهد نبرد

بیشتر بخوانید

برشی از درمان شوپنهاور

«هربار که خواستم به کسی نزدیک بشم، از خودم دورتر شدم. من در بزرگسالی هیچ دوستی نداشته‌ام و هرگز نخواسته‌ام داشته باشم. … هر بار سعی کردم با کسی طرح دوستی بریزم، به همون نتیجه‌ی شوپنهاور رسیدم که گفت فقط فلک‌زدگانی بدبخت دیدم: مردانی باهوش محدود، نهاد بد و طبع پست. منظورم انسان‌های زنده ‌اند، نه متفکران بزرگ گذشته». [از زبان فیلیپ] ‌ «… برعکس، قبلاً که مشتاق همراهی دیگران بودم، چیزی از اونا می‌خواستم که به من نمی‌دادن- در

بیشتر بخوانید

برشی از کتاب یکی بود یکی نبود

ایرانی ها عموما متوسطه القامه و گندم گون هستند. زیاد حرف میزنند و کم کار میکنند. خیلی خوشمزه و خنده دوست هستند، ولی گریه بسیار میکنند. زبانی دارند که مار را از سوراخ بیرون می کشد. بچه ها کچل هستند و مردها سر را می تراشند و ریش را ول میکنند ولی یک چیز غریبی که در این مملکت است این است که گویا اصلا زن در آنجا وجود ندارد. تو کوچه ها دخترهای کوچک چهار پنج ساله دیده می

بیشتر بخوانید

چرا

‍ ✔️چرا رهبران دموکرات، به خیر جمعی و رهبران اقتدارگرا به منافع دسته‌ای می‌اندیشند؟! ✍️بروس بوئنو دمسکیتا* 🔸دیکتاتورها بالفطره و مادرزاد دزد و اهریمن نیستند، لااقل، الزاما این‌گونه نیستند. در مقابل، رهبرانی که به طمع انتخاب دوباره زندگی خود را وقف رفاه حال مردم می‌کنند نمی‌توانند قدیس باشند و به سختی می‌توان آنها را فرشته‌های مقدسی دانست که تنها به فکر مردمند. در واقع هر دوی این گروه برای آن که مدت بیشتری در قدرت باشند کارهای درستی انجام می‌دهند.

بیشتر بخوانید

زندگینامه مارسل پروست

#زندگینامه   مارسل پروست در دهم ژوئن سال 1871 در حومه پاریس به دنیا آمد. پدرش پزشکی سرشناس و مادرش زنی فرهیخته و علاقه مند به ادبیات بود.   پروست از کودکی به نوشتن علاقه مند بود و در دوران تحصیل در نشریه ادبی دبیرستان خود مقالاتی را می نوشت که، نگارش آنها برایش شهرتی کوچک به ارمغان آورد و پای پروست جوان را به محافل اشرافی آن زمان باز کرد.   پروست در سال 1889 دیپلم ادبی خود را

بیشتر بخوانید

💎 معروف ترین واحد های شمارش(ممیز

💎 معروف ترین واحد های شمارش(ممیز) باب: خانه،مِلک، چادر، ساختمان از قبیل دکان، حجره، رستوران، مسجد، فروشگاه، حمّام، تصفیه‌خانه بار: وزن، نمونه (یک بار هندوانه، سه بار سبزی) بارخانه: صندوق جواهر (یک بارخانه فیروزه) بدره: بسته نقدینه‌ها (یک بدره اشرفی)، اشرفی، سکه‌های زر برگ: کاغذ، ورق بطانه: خز،سنجاب، پوست بخارایی بطری: نوشیدنی ها بغل: حجم و وزن (یک بغل سبزی، یک بغل آجیل و شیرینی) بقچه: نخ، بسته نخ، رخت، شال بوته: درخت بی‌تنه مانند گل و گیاهان زینتی (مثل

بیشتر بخوانید

حکایت

*حکایتی از ادبیات فاخر ایرانی* گويند: روزی، زنی كه يتيم دار بود به نزد قائم مقام، صاحب كتاب منشئآت و وزير محمد شاه آمد و گفت: زنی هستم كه يتيم دارم و غذا برای فرزندان يتيم خويش مي‌خواهم. قائم مقام نام او را پرسيد و آن زن گفت: نامم «مرجمك» است.(مرجمك در ترکی به معنی عدس است) قائم مقام، قلم به دست گرفت و نگاشت: انباردار : *ارزنی آمد مرجمك نام، گندمگون، ماش فرستاديم نخود آمد برنجش دهيد كه برنج

بیشتر بخوانید

فوتر سایت